محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1145

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

عمدة الرّهبانيين القسيّسين العظام اندون ( آنتوان ) از ابتداى هذه السنهء ميمونهء لوىئيل مشار اليه را به رتبهء بلند و مرتبهء ارجمند منصب كتله‌كوزى گرجستان كارتيل و كاخت سرافراز و مبلغ پنجاه تومان تبريزى مواجب ساليانه در وجه او معيّن و مقرّر فرموديم كه هرساله از عمّال خجسته اعمال الكاى مزبور بازيافت و صرف معيشت خود نموده به لوازم امر مزبور و مراسم آن قيام و اقدام داشته حسن اخلاص و عقيدتمندى خود را به منصّهء ظهور رساند رهبانان و تاوادان و ازناوران و اهالى و اعيان و متوطّنين الكاى گرجستان كارتيل و كاخت عمدة الرّهبانيين اندون مزبور را كتله‌كوز بالاستقلال و الانفراد خود دانسته از سخن و صلاح حسابى او بيرون نرفته در عهده شناسند تحريرا فى ربيع الثانى سنهء 1161 . امّا اين استبداد و شاهى امير اصلان خان طولى نكشيد ابراهيم خان از همدان حركت كرده در حوالى مراغه امير اصلان خان را شكست داد و او به كوهستان قراجه‌داغ گريخت و در آنجا او را دستگير كرده نزد ابراهيم خان آوردند و ابراهيم خان او را با سارو خان برادرش مقتول نمود . بعد از اين مقدّمات ابراهيم خان اقتدار كلّى بهمرسانيد و لشكرش به يكصد و بيست هزار رسيد و حسين بيگ برادر خود را سردار خراسان كرده با دو سه هزار نفر از سران به خراسان فرستاد و شهرت داد كه پادشاهى به ارث و استحقاق از شاهرخ ميرزا است به سمت عراق توجه كرده جلوس كند . اهالى خراسان بعد از ورود حسين بيگ به خراسان چون گفتار ابراهيم خان را مبنى بر حيله ديدند جواب دادند كه آمدن شاهرخ ميرزا به عراق لزومى ندارد در خراسان جلوس واقع خواهد شد ، اگر ابراهيم خان صادق است طريق موافقت سپرد . پس همگى همداستان شده شاهرخ ميرزا را از ارك بيرون آوردند . شاهرخ ميرزا از قبول سلطنت تحاشى داشت خوانين در روضهء رضويّه ( ع ) جمعيت نموده عهد و پيمان را به قسم مؤكّد ساخته دست بيعت دادند لهذا شاهرخ ميرزا در نهم شوّال اين سال در ارض اقدس جلوس نمود و - سلطان اعظم - تايخ جلوسش گرديد و ابراهيم خان بعد از استماع اين خبر به مخالفت برخاسته در هفدهم ذيحجه اين سال اسم پادشاهى بر خود گذاشت و سكّه به اسم خود زد .